نظر سیاسیون استان درخصوص مزایا و معایب بومی گرایی در استان کرمانشاه - تیتر نیوز

✅✅✅دکتر مجید حسینی

بومی گرایی ؟ درست یا نادرست ؟!!

این بحثی ریشه دار در مدیریت استان بوده و هست و از این به بعد هم خواهد بود . ره بجایی هم نبرده است .
من شخصا با این بحث موافق نیستم . ولی عرض می کنم که بومی باسواد مدیر مدبر قطعا از غیر بومی باسواد مدیر مدبر بهتر است .
اتفاقا عدم توسعه یافتگی استان کرمانشاه یک علتش همین مدیران بومی نالایق بوده اند . مدیرانی که به غلط بر جایگاه مدیریت تکیه زده اند . نه سواد مدیریتی داشته اند و نه توان اداره کردن جایگاهی که در آن گمارده شده اند
دوم اینکه وقتی بحث از مدیر بومی می کنیم همه کسانی که خود را مدیر میدانند فکر می کنند ان بومی باید خودشان باشند و اگر کس دیگری حکم مدیریت گرفت با او همکاری نخواهند کرد بلکه دیده شده در برخی زمانها علیه ان فرد بومی هم موضع گرفته ایم
استان ما نیازمند مدیرانی با توان مدیریتی بالا و فهم درست جایگاه مدیریتی فارع از نگاه سیاسی تلاش کنند خدماتی در جهت توسعه یافتگی استان پیش ببرند وگرنه حال رییس مثلا دستگاه بازرگانی ما بومی باشد یا غیر بومی چه فرقی می کند وقتی کاری از پیش نبرند . اتفاقا در این دستگاه ماهم مدیر بومی داشته ایم هم غیر بومی . در راس استان همچنین .
من متاسفم اگر بگویم بیشترین لطمه به استان را مدیران بومی به استان زدند . زمانی مدیرانی از هرسین و کنگاور و … در استان پراکنده بودند چه کردند
اصلا من پیشنهاد می کنم که بیاییم عملکرد مدیران بومی در هر اداره ای را با مدیران عیر بومی مقایسه کنیم و به شکل نمودار نشان دهیم ببینیم این بحث به کجا می انجامد . شک نکنید که عملکرد دیگران بهتر از بومیان بوده است
ما اول باید سیاست گذاری جدیدی در استان تعریف کنیم سپس تعریفی بر ان مبنا برای مدیران استان ترسیم کرده آن گاه بگوییم بومی یا غیر بومی
حقیقتا استان کرمانشاه با این نوع مدیریت و این نگاه مدیریتی که هم بومی دارد و هم غیر بومی روز به روز سیر قهقرا می پیماید چه بخواهیم چه نخواهیم روال همینه .
ما مدیرانی بخواهیم که نگاه توسعوی به استان داشته باشند چه بومی چه عیر بومی

یک مدیر موفق باید ویژگیهای ذیل را در خود جمع کرده باشد .
اول : تحصیلات عالیه دانشگاهی داشته باشد . زیرا تحصیلات دانشگاهی به انتظام فکر می انجامد .
دوم :تخصص مدیریت یا تجربه مدیریت داشته باشد .
سوم: در حوزه کاری که مدیر میشود اطلاعات قوی و مشاوران دانا داشته باشد
چهارم : روابط عمومی و انسانی بالا داشته باشد
پنجم: استقلال فکر و قدرت تصمیم گیری داشته باشد
ششم : قانون مدار باشد
هفتم : از جناح بندی و رفیق بازی حذر کند
هشتم : به توسعه سازمانی و توسعه پایدار پایبند باشد
نهم : مدیریت را سکوی پرتاب نداند . بلکه فرصت خدمت بپندارد
دهم : در تحقق منافع مردم شجاع و دلیر و نترس باشد
یازدهم : سخنور باشد
دوازدهم : درب اتاقش به روی مراجعین باز باشد
سیزدهم : انتقاد پذیر باشد و انتقاد را تحمل کند
چهاردهم : کم بگوید و بیشتر عمل کند
پانزدهم :….
حالا هر بومی اینها را داشت افضل بر غیر بومی است

✅✅✅ آقای کامبیز جعفری

به اعتقاد حقیر بزرگترین مشکل ما مردم جوامع معلق که نه سنتی ماندیم و نه صنعتی شدیم و بلانسبت بزرگان نه باری هستیم و نه سواری و به زبان کردی نه پاسی و نه مرسی پارادوکس و تناقضی است که در تحلیل به آن دچار می شویم. از یک سو با جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد مواجه هستیم و از طرفی با واقعیت صدمات و لطمات وارد آمده از جانب پدران وارداتی و غیر بومی چاه ویلی است که رهایی از آن کار حضرت فیل است ولا عین.
مدیران بومی و غیر بومی همه با کمی تساهل وتسامح در یک رده هستند و انشتین و کیسینجر در صف مدیران غیر بومی برای حل مشکلات نایستاده اند که دست رد به سینه شان بزنیم فلذا
به غمخوارگی در جهان پشت من
نخارد کسی جز سر انگشت من

✅✅✅ آقای اردشیر محمدی

بومی گرایی قریب به دو دهه است که وارد ادبیات سیاسی استان کرمانشاه شده و بخش عمده ای از منازعات سیاسی ما را به خود اختصاص داده است . گاهی از آن به عنوان مستمسکی جهت حذف رقبای سیاسی استفاده کرده اند مانند انتخابات مجلس دوم خبرگان رهبری که جناح راست آن زمان با شعار “کرمانشاهیهای اصیل” موجب حذف آیت الله زرندی شدند و مرحوم حاج آخوند و کاظمی را روانه خبرگان کردند زمانی هم بهانه ای برای میدان دادن به مدیرانی بود که بجز بومی بودن بهره خاصی از دانش مدیریت نداشته و فرصت های زیادی را از دست دادند .

 بومی گرایی در میان کنشگران سیاسی ما مدافعان زیادی دارد . آنان مدعی اند بهره گیری از نیروهای بومی به واسطه شناخت کاملی که بومیان از فرهنگ و توانمندیهای منطقه دارند می توانند شرایط موجود را تغییر و فرایند “توسعه” را محقق نمایند . هم اینان معتقدند برخورداری بومیان از احساس تعلق و وابستگی به این استان ، آنان را برای تلاش و کوشش مضاعف جهت توسعه کرمانشاه مجاب خواهد کرد.
 
بنده “بومی” بودن را به عنوان یک پارامتر در کنار سایر شاخص های مدیریت های اجرایی نفی نمی کنم . اتفاقا اگر مدیر کارآمد و شایسته ای ممزوج با شرایط بومی بودن داشته باشیم اوضاع و احوال مطلوب تری نیز خواهیم داشت اما معتقدم ترویج این تفکر به عنوان “شاخص” و شاغول گزینش مدیران اجرایی نه تنها خوب نیست که مضر هم هست به چند دلیل :

اول. بومی گرایی قبل از این که توسعه زا باشد توسعه ستیز است در جایی که کشورهای توسعه یافته برای جذب نخبگان و مغزهای سایر ممالک به صف شده اند کوبیدن بر طبل بومی گرایی مفهومی جز بی بهره کردن استان از افکار و عقاید نو و جدید نخواهد داشت .

دوم. صاحبنظران ما سالهاست که از موضوعی به نام “طایفه گرایی” به عنوان یکی از معضلات استان نام می برند . همه ما آثار و تبعات طایفه بازی و قبیله گرایی را در انتخابات مجلس و شوراهای شهر دیده ایم  . در حقیقت طایفه گرایی امتداد و چهره مضیق شده تفکر بومی گرایی است که پس از استقرار ، تبعات خود را به این شکل بروز می دهد .

سوم . صاحبنظران ، کنش های فرهنگی را از عوامل اصلی و اثرگذار توسعه دانسته و در حقیقت از فرهنگ به عنوان “پیش نیاز” فرایند توسعه نام می برند . ماکس وبر جامعه شناس آلمانی کنش های فرهنگی را به چهار دسته :
کنشهای سنتی
کنشهای عاطفی
کنشهای عقلانی _ ارزشی
کنشهای عقلانی _ حسابگرانه
تقسیم می کند . به نظر وبر کنشهای فرهنگی جوامع توسعه نیافته مبتنی بر کنشهای سنتی و عاطفی است در حالیکه کنشهای فرهنگی جوامع مدرن و توسعه یافته بر عقلانیت و حسابگری استوار است . در این کشورها تعامل و رفتارهای فرهنگی مبتتی بر عقلانیت ابزاری به منظور استفاده از علوم روز برای رسیدن به اهداف مورد نظر است . بنابراین تحقق توسعه که از دستاوردهای دوران مدرنیته است با کنشهای فرهنگی احساسی و عاطفی حاصل نخواهد شد . نمی توان با تفکر بومی گرایی که یک کنش و رفتار احساسی و عاطفی است مدیریت استان را متحول و پیشرفت و توسعه آن را محقق کرد . تحول استان مستلزم برنامه جامع به منظور بهره گیری از ظرفیتهای طبیعی و انسانی منطقه است که این مهم نیز با کنشهای عقلانی و حسابگرانه حاصل خواهد شد نه با رفتارهای سنتی و احساسی

✅✅✅آقای جهانبخش حیدری

ان شاءالله نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه که دل درگرو استان دارند به یک منطق منسجم و وفاق جمعی برسند و با اولویت قرار دادن منافع استان برای رسیدن به قله های پیشرفت و توسعه استان به راحلهای برون رفت از وضعیت کنونی برسند و استان به جایگاه واقعی خود برسد ضمن اینکه لیاقت و شایسته سالاری ملحوظ نظر قرار گیرد و از توان مدیران خلاق و مبتکر حتی اگر غیر بومی باشند استفاده نمایند.

شناخت پتانسیلهای استان در تمامی بخشهای مختلف استان و ارائه برنامه بر اساس این قابلیتها برای توسعه متوازن استان از جمله میتواند از ویژگیهای یک مدیر خوب باشد.

تنها تفاوت مدیر بومی و غیر بومی در تعهدیست که بومی نسبت به مردم استان دارد و اگر اصلی ترین فاکتور یعنی شایست سالاری رعایت شود اگر بومی باشد میتواند موثرتر واقع شود

.

✅✅✅ مهندس منصور سرمست

١-مدیر وقتی ناکارامد باشد فرق نمیکند بومی یا غیر بومی باشد
٢-سطح مطالبات را از مدیر اینقدر پائین نیاوریم که فقط شناخت اقلیمی و فرهنگی داشته باشد بایستی کمی کلانگر باشیم
٣-وقتی میگوییم شایسته سالاری همه مشخصات فردی وعمومی بصورت نسبی دارد که موارد بند ٢هم جز اون هست
۴-منابع انسانی عظیم بومی سرمایه مدیریتی استان است که جز تفکر مشترک هم ما است ولی همیشه نظرات در مورد مدیر بومی پلاک خانه فرد خاصی مورد نظر است غیر از آن همه غیر بومی محسوب میشوند
۵-استان کرمانشاه تجربه دو مدیر ارشد بومی غیر موفق را داشته است
۶-کرمانشاه از لحاظ فرهنگی همیشه با مدیران غیر بومی تعامل بیشتری داشته است
٧-در مورد سرمایه گذار امنیت میخواهد امنیت بار زیادی دارد یکی از شاخص های امنیت روانی است چه از لحاظ قوانین چه دستگاه های ذینفع البته بنده اهمیت ویژه برای سرمایه گذار ثبات مدیریتی یکی از مؤلفه های مؤثر میدانم این هم بومی و غیر بومی ندارد
٨-بعضی وقت ها اصولا حرف ها راجع به واگذاری کارخانجات به بخش خصوصی زده میشود واقعا ماندم مگر أصل ۴۴قانون اساسی تکلیف تصدی گری دولت وکاهش ان نیست که ابلاغ شد نظرات دوستان را قبول ندارم سرمایه گذاری بایستی توسط بخش خصوصی صورت بگیرد و از دست دولت خارج شود من نحوه واگذاری پالایشگاه و غیره را نمیدانم ولی با أصل واگذاری موافقم و بایستی مالکیت بخش خصوصی احترام گذاشت
٩-مدیر بومی وغیر بومی معجزه ای در استان نمیتواند انجام بدهد تا زمانیکه برنامه راهبردی و راهکاری و زمانبندی نداشته باشد

✅✅✅دکتر شعبان سپهر

به نظر من ابتدا باید به چند موضوع اشاره کنیم
مدیر علاوه بر ویژگی های فردی که بایستی داشته باشد سه وظیفه برعهده دارد نسبت به خود، خدا و مردم
یک مدیر باید به این چند نکته توجه جدی و حتمی داشته باشد
۱- همواره به یاد خدا باشد
۲- در برابر این و مردم فروتن باشد
۳- از الگوهایی دینی تبعیت کند
۴- به هوای نفس خود تسلط داشته باشد
۵- منافع مردم و جامعه را بر نافع فردی و باندی خویش ترجیح دهد

آیا در انتصابات همواره این موارد مورد توجه قرار گرفته است؟

ملاک و شایستگی های فردی مدیر و کارگزار نظام اسلامی
۱- توانایی و سیاست
۲- شناخت از مردم
۳- علم و دانش
۴- تجربه کاری
۵- شایستگی و کفایت
۶- داشتن پشتکار و دوری از کاهلی
۷- توانایی ذهنی و قدرت خلاقیت
۸- داشتن قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل
۹- بلندی همت
۱۰ – استقامت در مقابل مشکلات
۱۱- قاطعیت
۱۲- شجاعت
۱۳- پر هیز از خشم و غضب
۱۴- مخالف ظلم و حامی عدل
۱۵- دارای سابقه و ساعی در انجام کار نیک
۱۶- تقسیم مسئولیت زیر دستان براساس شایستگی و لیاقت
۱۷- دارای حسن سابقه
۱۸- دارای پاکی و صلاحیت خانوادگی
۱۹- امانتداری
۲۰ مشورت پذیری
۲۱- پرهیز. از شتاب در امور
۲۲- طرد چالوس نیست و سخن چنان
۲۳- دارای روحیه گذشت و پرهیز از انتقامجویی

و اما وظایف مدیر نسبت به مردم و به اصلاح ارباب نیست رجوع
مدیر باید
۱- با مردم مهربان باشد
۲- با آنان سخاوتنمدانه رفتار کند
۳- نسبت به آنان خوش بین باشد
۴- عیب پوش آنان باشد و از آنان عیب جویی نکند
۵- بر آنان منت نگذارد
۶- نسبت به نیازمند توجه وفق ای مردم دلسوز باشد
۷- نسبت به مردم فروتنی و تواضع داشته باشد
۸- با مردم با صداقت و بر مبنای قانون رفتار کند
۹- از فاصله گرفتن از مردم پرهیز کند
۱۰”- نسبت به خطاهایی آنان با دید گذشت نگاه کند
۱۱- نسبت به آنان دیر به خشم آید
۱۲- با مظاهر فساد جامعه مبارزه کند

آیا اگر این رفتارها عملی شود بومی و غیر بومی فرقی دارد؟

یک نفر را از هرکجای ایران میتوانند بیاورند بشرطی که از نیروهای بومی توانمندتر باشد و بتواند مشکلات استان را تا حدی مرتفع نماید و هرگز نباید پذیرفت که افراد سطح دوم و سوم را به استان ما قالب کنند صرفا تکیه بر بومی و غیر بومی محروم کردن استان از خلاقیت و نوآوری و توانمندی های عرصه ملی است اگر انتصابات برمبنای شایستگی و ویژگی های مدیریتی انجام شود آن وقت شایستگان استان در عرصه ملی و و منطقه ای مورد استفاده قرار خواهند گرفت به نظرم بجای تکیه بر مدیران بومی بایستی به منافع بومی تاکید نمود چه در منابع انسانی و چه مالی و چه زیرساخت ها
من فکر میکنم باید بستر فعالیت احزاب فراهم شود و شکل گیری افکار عمومی توانمند و مطالبه گر در نیل به اهداف و توجه به سرمایه های بومی استان بسیار مهم است

✅✅✅ آقای صالح سپهر

بعضی از ویژگی ها و خصوصیات مطرح شده توسط دوستان حیاتی و شرط لازم است اما به نظر میرسد از بعضی از آنها میشود گذشت کرد، معمولا در میان مدیران غیربومی نیروهای رده و دسته دو و سه را به استان ما گسیل میدهند.
مدیران غیربومی اتوبوسی نیروها را از نخبگانی که خود شناخت دارند همراه خواهند آورد و زمینه رشد و ترقی و اعتلای فرزندان این مرز وبوم را از منطقه خواهند گرفت.

✅✅✅ دکتر شهرام اردشیریان

اگر ادعای دموکراسی، عدالت، احترام و کرامت انسانها داریم و به خود سامانی در این موارد و موارد متعدد برسیم، به نظر شایسته سالاری اساس کار در بکار گیری افراد متعدد در پست ها و مصدرها خواهد بود و در این دایره فکری مناسب این است که توانایی فرد در بسامانی ان کار مهم است.
اگر اعتقاد به بومی گرایی داشته باشیم ، با آن دایره بسیار بزرگ در تناقض و تضاد می باشد، بر آن حوزه فکری که بیان کردم دیگر مهم نیست که افراد مسول و تصمیم ساز و تصمیم گیر اهل کجا باشند از کدام قوم و استان باشند که دنیای مدرن انرا تجربه نموده است. نمونه بارز ان شهردار لندن است. و ادعای میکنند که در چارچوب دموکراتیکی انتخاب شده است و مردم انجا که بیشتر غیر مسلمانند، با ان چالش ندارند.
هر محیط جغرافیایی دارای پتانسیل بالفعل و بالقوه ای است که برای برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت، نیاز به شناخت ان محل توسط مدیران و برنامه ریزان خواهد بود و باید نسبت به مولفه های تاریخی فرهنگی و ….احاطه داشت. لذا اگر مدیر بومی توانمند داشته باشیم بهتر از مدیر غیر بومی خواهد بود و مدیر توانا و دلسوز و کاردان نیاز داریم، متاسفانه مردم انچنان از مدیر بومی انتظار دارند که مدیر بومی از مدیریت خود خسته میشود و فقط بدنبال تامین نیازهای اطرافیان بوده نه برنامه اما با مدیر لایق و مردم دار و برنامه دار و با دیسیپلین بومی مخالف نیستم باید در بسترهای فرهنگی و. …مناسب از نیروهای بومی، نیرو سازی کرد و این نیروهای شایسته و توانمند که رشد کرده و بالغ می شوند نه تنها در شهرستان و استان، بلکه در سطح ملی باید بکار گمارده شوند و ان وقت است که حامی نیروی شایسته بومی خواهیم بود
نیروی شایسته چگونه رشد می کند؟
رشد فرهنگی جامعه
رشد اجتماعی جامعه
پیشرفت و توسعه اقتصادی
ترقی و توسعه علوم
اعتقاد کامل به توسعه سیاسی و شایسته سالاری
احترام و حفظ کرامت انسانی.
لذا در چنین محیطی مدیران به صورت سیستماتیک رشد می کنند، چون فضای تملق بسته خواهد شد.

✅✅✅ آقای رضا جلیلیان

به زعم بنده اولین ملاک برای گزینش وانتصاب مدیران در سطوح مختلف باید شایسته سالاری و تخصص گرایی باشد که قطعا اگر این دو پارامتر مطمح نظر باشد نیروهای بومی دراولویت هستن تا غیربومی،
مدیران غیربومی باتوجه به عدم شناخت مسایل ومشکلات اجتماعی,سیاسی و افتصادی هرچند هم دارای تخصص باشند کارایی چندانی نمیتوانند داشته باشند و ازجهتی دیگر مانع رشد و بالندگی نیروهای متخصص بومی میشوند.
مدیران در هر سطوحی چه بومی وچه غیر بومی که دارای خصایل زیر باشند قطعا نه تنها گره گشا نیستند و قادر به رتق و فتق امورنیستند بلکه مشکل افرین و باعث درجا زدن و واپس گرایی میشوند:
۱_ همواره به دنبال تایید وتشویق باشند.
۲_ ازتعریف وتملق خوششان بیاید.
۳_ازکوچکترین انتقادی برنجند.
۴_باکسانی مراوده دارند ومشاوره میگیرند که رفتار و عملکرد انها را تایید نمایید.
۵_از حوزه کاری خود بی خبرند و وضعیت خود را ایده ال می پندارند
مردم باید به سطح رشد فرهنگی و اگاهی لازم برسند که نسبت به مسایل جامعه خرد و کلان بی تفاوت نباشند و مصرانه دنبال احقاق حق خویش باشند در این صورت است که میتوان امیدی به رشد وپیشرفت وتوسعه داشت در غیر این صورت چه نیروی بومی حاکم باشد چه غیر بومی توفیری نخواهد کرد

✅✅✅ دکتر مرزبان ادیب منش

در مدیریت بایستی اصل بر شایسته سالاری باشد که در شرایط امروزی با حضور خیل تحصیلکردگان ونخبگان این اصل در مرکز استان و اکثر شهرستان ها وجود دارد و این یعنی اینکه به مدیران غیر بومی مگر در مواردی استثنایی نیازی نیست. این در حالی است که خیلی از تصمیم گیرندگان به خاطر بعضی از مسایل شایستگان بومی را فریز و هیچ اعتقادی به مدیریت آن ها ندارند که برای جلوگیری از چنین روندی بایستی بکارگیری مدیران بومی در پست های مدیریتی به عنوان یه مطالبه عمومی در آید. حال به ذکر مزایا و معایبی از مدیریت بومی اشاره می شود.
دلسوز بودن
کارایی و اثربخشی به جهت غرور ملی و منطقه ای
آگاهی کامل از محل خدمت و محیط کار و مختصات جغرافیایی آن
تعهد اخلاقی و انسانی به ارباب رجوع به جهت بافت فرهنگی حاکم
معایب
عدم آشنایی مدیران غیر بومی با آسیب های فرهنگی_اجتماعی محل خدمت
ناتوانی در کارهای زیربنایی
عدم اشرافیت و شناخت از حوزه استحفاظی
عدم توجه به سرمایه های بومی
استفاده از ادبیات و گفتمان نامتعارف و متکبر با ارباب رجوع.

در پایان با این جمله عرایضم را به پایان می رسانم. استادی میگفت کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.

✅✅✅ دکتر آذر ولیزاده

نیروهای بومی خوب را به چند دلیل علیل کردند و باعث شدند نیروهای دلسوز از استان خارج شوند و قصد مراجعت به استان را نداشته باشند
مافیای پدر خواندگی و جدیدا مادر خواندگی دست از سر مدیریت استان در بخش های مختلف بر نمیدارد .
قدرت مقابله با این افراد در بدنه سیاسی توانمند استان وجود ندارد اگر هم داشته باشد تا بحال صدایش شنیده نشده است
لابی قدرت در پایتخت را نداریم چه خوشمان بیاید چه نیاید .
کادر سازی ما در بخش های ارشد مدیریت منوط به چهار پنج نفر خاص شده که عین دانه های تسبیح در یک پست می چرخانیم .
افراد ساکت ، بی تدبیر و بی تخصص را بر افراد کاری ، متخصص ترجیح دادیم

✅✅✅ آقای محمد محسنی نسب

مدیر غیر بومی تعهدی به مردم ندارد بعد از پایان مسولیت حتی با مردم روبرو نمی شود به همین خاطر پاسخگویی او محدود به دوران مسولیت است و نگاه کوتاه مدت دارد. مدیر غیر بومی عِرق کرمانشاه ندارد مدیر دلسوز باید از حوزه مدیریت خود خاطره هویتی داشته باشد که این حس تعلق در مدیران غیر بومی وجود ندارد و با معضلات اجتماعی مردم همزاد پنداری نخواهد داشت کرمانشاه به خاطر مدیران غیر بومی بالاترین رتبه در بیکاری، طلاق، اعتیاد و… را دارد تاسف بار تر این است که در بودجه بندی کرمانشاه استان برخوردار محسوب شده است و ضریب بازگشت کمتر از یک دارد. بین دو مدیر ناشایست باز مدیر بومی ارجحیت دارد بومی گرایی منجر به تواید سرمایه اجتماعی و ایجاد انگیزه در نیروهای منطقه می شود.
اگر طرفدار شایسته سالاری هستیم چرا مدیر شایسته صادر نمی کنیم؟
بر فرض کرمانشاه به خاطر رقابت میان اقوام استان تحمل مدیر بومی را ندارند پس چرا مدیران شایسته ما را در استان های دیگر به کار نمی گیرند، هیچ استانی مانند ما از گزینه غیر بومی استقبال نمی کند، نقش مخرب و دخالت نمایندگان در انتخاب مدیران هم مهم است مردم بدانند که نمایندگان بخش بسیار مهمی از این لابی هستند. چهارسال پیش پس از جلسات طولانی به این نتیجه رسیدیم که باید بانک اطلاعاتی از مدیران توانمند بومی تهیه کنیم
اما دریغ از یک گام کوچک
اینکه برخی دوستان از گزینه غیر بومی استقبال می کنند دلیلش آنست که بسیاری نیروهای توانمند خودمان ناشناخته هستند

✅✅✅ دکتر سعید بساطی

مدیر خوب و کاردان علاوه بر تخصص، تعهد و تجربه باید مدیری هنرمند باشد به نوعی که مدیریتش از نظر اقتدار، خلاقیت، استفاده از فرصت ها و ایجاد محیطی خلاقانه و مدبرانه با فرصت های نوین و متنوع هنرمندانه و ذاتی همراه باشد . پیش فاکتور این ویژگی ها تسلط بر داشته ها، پتانسیل ها و امکانات و همین طور شناخت مشکلات و چالش ها و تنگناهای متناسب با آن ، تولید راه حل های منطقی برای آنها می باشد که در این راستا مدیرانی که بومی هستند بهره وری بهتری دارند البته نباید به همه چیز سیاه و سفید نگاه کنیم زیرا بعضی از نیروهای بومی نیز فاقد چنین شرایط و معیارهایی هستند.
در آمایش سرزمینی نیز مدیران بومی را به دلایلی که ذکر گردید بر مدیران غیر بومی ترجیح دارد چون مدیران غیربومی با تذبذب مدیریتی نه تنها پیشرفتی در کارها ندارند بلکه باعث قهقرایی و واپس گرایی در المانهای مختلف می شوند.
براین اساس استان کرمانشاه متاسفانه مدتی است که کارگاه مدیریت و جولانگاه مدیران ناپخته و مبتدی و بی تجربه شده است؛ به گونه ای که بعد از کسب تجربه و تخصص در این استان به مناطق بومی خود جهت مدیریت بهینه تر کوچ می کنند که جز تخریب،فرصت سوزی و نابودی منابع و امکانات مادی و معنوی استان و ایجاد مشکلات اجتماعی -اقتصادی ثمره ای نداشته و خروجی چنین سبک مدیریتی عوارض زیر را نمایان می کند:رکود گردشگری، تضعیف زیرساختهای استان، تنزل سرانه های مختلف در استان،بیکاری، بزه کاری های اجتماعی ، توزیع نامناسب جمعیت در شهرستانهای استان، تخریب زیست گاههای کشاورزی و گیاهی جانوری، تنزل سرمایه های فرهنگی فردی، عدم استفاده از فرصت های اقتصادی و غیراقتصادی بوجود آمده و در نهایت نخبه کشی و سوختن نیروهای مستعد بومی

✅✅✅ آقای هوشنگ رزمدیده

پدیده بومی گرایی یکی از مسایل مهم در کوران انتخابات است که بصورت شعار گونه نقل محافل است و به موضوعی برای سواستفاده از مردم بدل گشته است.اما من حیث المجموع میشود به نکاتی اشاره نمود.
مدیران غیربومی هرچند هم که کارا باشند، اما بپذیرید که سرنوشتشان با مردم آن دیار گره نخورده است. کسی که همسر و فرزندان و همه ی بستگان و دلبستگی هایش در شهری دیگر است، چگونه می تواند از مشکلات مردم آن شهر آگاه شود. زندگی و زیستن و همراهی با اشک ها و لبخندهای یک مردم است که می تواند شما را علاوه بر ” کارا ” بودن به ” دلسوزی ” و بالاتر از آن به ” دلجوشی ” برای آن مردم وادار سازد. همچنین اختلاف فرهنگی که ممکن است بین یک مدیر غیربومی با فرهنگ رایج در منطقه وجود داشته باشد، می تواند مزید بر علت باشد.البته نباید این موضوع به فرآیندی برای مدیران ضعیف و ناکارامد تبدیل شود لذا می طلبد در نهایت در صورت تساوی توانایی افراد معرفی شده فاکتور بومی راهگشا باشد.

مردم عادی جهت رفع مشکلات روزمره خود مدیر بومی را مناسب تر میدانند زیرا دسترسی به وی و همچنین آشنایی قبلی و یا ایجاد کانال ارتباطی با مسئول، میتواند خواسته های آنها را زودتر برآورده کند. متاسفانه به خصوص در سال های اخیر دسترسی به برخی از مدیران به قدری دشوار شده است که هم شهری بودن در استان و یا هم محلی بودن در شهر با یک مدیر، تبدیل به یک فاکتور ارزشمند شده است و لذا مردم ترجیح می دهند همواره یک مدیربومی در استان بر سر کار بیاید.
دلسوزی .کارآمدی و وجدان کاری از مولفه های یک مدیر بومی یا غیر بومی میتواند در توسعه هر استان یا شهرستانی سهم بسزایی داشته باشد.

✅✅✅ آقای پرویز فیضی

مشکل استان ما مدیر بومی وغیربومی نیست،مشکل یک بحث ریشه ای ونگاه و نحوه مدیریتی است، با توجه به اینکه چه مدیریت بومی و چه غیر بومی گرفتار رانت های متعدد شده اند تا عزمی جدی و همگانی از جمله از طرف نمایندگان محترم مجلس ، شوراهای شهر و روستا، خبرگان ، تمام مدیریت ها کلان و متوسط و خرد با نگاه مردم محور بوجود نیاید با هرنوع مدیریتی استان تغییری نخواهد کرد چه بسا افرادی توانمند داشته ایم که اگر همراهی می کردیم شاید تحولی بوجود می آورد چنان تخطئه شده که در شرایط های جدید در مسیر همان تخطئه گران که خودی بوده قرار گرفته است لذا تغییر نگاه مدیریتی بسیار مهم است، مدیران شایسته بومی که کوتوله پروری نکرده اند از طریق سازمان های غیر رسمی نقش بر زمین شده اند و از طرفی افراد شایسته ای که به محض قرار گرفتن در رده مدیریتی بالا تغییر نگرش داده و از موقعیت برای خود و اطرافیان استفاده می کردند مدیریت هنر انجام کار بوسیله دیگران است لذا مدیر بایستی خود کارآمد و شاخصه های مدیریت چه در بعد فنی وتخصصی و چه در مهارت انسانی که بسیار موثر است را داشته باشد یکی از عمده اشکالات مدیران استان ما همین موضوع مهارت انسانی است که کمتر مدیری به آن توجه داشته است، تا مدیریت از خود گذشتن و به دیگران و اهداف سازمان پرداختن نباشد هیچ دردی دوا نمی شود، مشکل جامعه مدیری

✅✅✅ آقای حسن پیرکرمی

تجربه ی موفق دولت اصلاحات در استفاده از نیروهای بومی در پست های مدیریتی این نظر را تایید می کند که استفاده از این نیروها، هم برای دولت و هم برای مردم این مناطق از مزایای چشمگیری برخوردار است. یکی از شاخص های یک مدیر موفق، آشنایی با محیط جغرافیایی و فرهنگی حوزه کاری خود است که در این زمینه زبان یکی از مهمترین شاخص های فرهنگی است.
این در حالی است که فردی که قرار است با مسوولیت در یکی از پست های کلیدی یک استان، وارد آن منطقه شود برای آن که به نام و تاریخچه ی محله ها و سرمایه های انسانی آن شهر آشنایی پیدا کند نیاز به زمان طولانی دارد. یکی از مشکل های مدیریت غیر بومی بحث اسکان موقت این افراد در مناطق دیگر است. مدیر غیربومی به طور معمول، مقیم منطقه نیست. مدیر غیر بومی گاه به دور از خانواده ، درگیر دغدغه و تشویش های روحی و روانی است که این امر موجب می شود که در برخی از موارد، وی حضور مستمر، ثبات رای و نظارت پیوسته در محل کار نداشته باشد. یکی از آسیب های مدیریت غیر بومی، بی اعتمادی و شناخت نداشتن از سرمایه های بومی است که سبب می شود برخی از این مدیران، رویکرد باندبازی و خویشاوند سالاری را گسترش دهند. در برخی از موارد مدیر غیربومی سرمایه ها و منابع انسانی فرهیخته را مزاحم، رقیب و جانشین خود می پندارد و اقدام به حذف شخصیت های بومی می کند. اما این مدیران بومی هستند که آغوش خود را برای تربیت فرزندان بومی می گشایند و در پشتیبانی از آنها از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.
اما عده ای بر این باورند که اگر در بین اقوام مختلف، افرادی شایستگی خود را نشان دهند دیگر جایی برای نیروهای نالایق در کشور وجود نخواهد داشت.
نیروی های غیر بومی همواره واهمه دارند که نیروهای اقلیت به مرور قوی شده و جای آنها را بگیرند؛ بنابراین در مدیریت خود محافظه کارانه عمل می کنند.

احزاب درکرمانشاه معنی ندارد قوم گرایی مقدم برحزب است پس ازطریق احزاب نمی توان به حقوق شهروندی رسید انتظار می رود دولت دکتر روحانی به عنوان سکاندار امور اجرایی کشور به دور از هرگونه حب و بغض، برخی از نابرابری های سلیقه یی در کشور را از بین ببرد؛ زیرا هرگونه تبعیض و بی عدالتی، تفاوت های میان هویت های گوناگون را تقویت و گرایش به هویت ملی را تضعیف می کند.

✅✅✅ آقای محسن مبارکی

بی شک و دلیل براى مدیریت هر ارگان یا اداره یا سازمان و نهادى اولویت مدیریت آن باید استوار بر چند عامل باشد
– تخصص و آشنایى کامل با شغل مربوطه داشته باشد
– داراى ایده هاى نو جهت تغییر و تحول در آن نهاد
– خود مدیر به خود باورى در رابطه با پست سازمانى خود رسیده باشد نه بر دیگران فخر بفروشد و نه خود را ناتوان تر از زیر دستى ها بداند
– از حقوق ارباب رجوع به شدت دفاع کند و در جهت حفظ احترام به پرسنلش ارباب رجوع را آگاه سازد
– خدا را شاهد بر اعمال و رفتار خود بداند و براى رضاى خدا از حقوق ارباب رجوع دفاع کند حال میخواهد بومى باشد یا غیر بومى البته در شهر هاى کوچک که بیشتر جنبه خدماتى و تعصبات ایلى بیشتر در آن مهم است مثل اسلام آباد مدیر بومى و غیر بومى بودن آن مزایا و معایبى دارد که اهم آن عبارتند از ؛
– مزایا :
– اشراف بر امکانات منطقه و محل خدمت در نهادى انجام میدهد
– به دلیل نفوذ کلام با افراد خیر و صاحبین و نظرپردازان منطقه میتواند در امور رفع مشکلات و موانع موجود مشاوره مثبت بگیرد
– ارتباطى راحت تر و صمیمانه تر میتواند با پرسنل خود به دلیل شناخت از قبل یا نسبت آشنایى با پرسنل را داشته باشد
– به دلیل شناخت محرومیت ها و هم زبان بودن با مردم میتواند به راحتى مردم را از حقوق متقابل آشنا کند
– معایب ؛
– تا بخواهد امکانات ، داشته ها و وضعیت موجود منطقه را برسى کند و در جهت رسیدگى و رفع مشکلات آن بکوشد زمان زیادى بدون هیچ نتیجه مثبتى میگزرد
– خواه ناخواه به دلیل غریبه بودن در مجموعه ممکن است مناقشاتى با پرسنل خود داشته باشد که نتیجه این مناقشات به سمت و سوى مثبتى نمیرود
– در واقع چون از منطقه شناختى ندارد پس طبیعتا آن طور که شایسته باشد نمیتواند با مردم و پرسنلش ارتباطى صمیمانه برقرار کند
– ممکن است مدیرى بومى باشد و نتواند بخاطر شرم رفتار اجراى احکام بر نیروهاى زیر دستى داشته باشد
– فرصت سوزى و بها ندادن به پرسنل فعال و خدوم بومى باعت یاس و سرخوردگى در آن نهاد میشود که این امرا از وجود مدیرى غیر بومى منشاء میگیرد
قطعا هر مدیر غیر بومى با ورود به هر شهرى ابتداعا در سعى و تلاش این است که معاونین و نیروهاى کاربردى اصلى خود را به همراه بیاورد و این فرصت سوزى براى نیروهاى آن منطقه هست
اما به هر جهت اگر آن مدیر هدفش تنها خدمت باشد و بتواند با پرسنلش بهترین ارتباط را برقرار سازد و ارباب رجوع را با نهایت کامل راضى از برخود پرسنل خود سازد
پس بومى و غیر بومى بودن اصل اول نمیتواند باشد

✅✅✅ آقای فاطمی نژاد

ما هیچگونه تاثیری در انتخاب مدیران نداریم تنها نظاره گر رفت و آمد آنها هستیم و حتی جرأت کوچکترین اعتراض به نحوه عملکرد مدیران را نداریم.
شیوه استفاده از مدیران غیر بومی به خصوص در مناطقی که قومیت خاصی دارند مانند اقدام حاکمان ایران در طول تاریخ در کوچاندن ایلات به نواحی مختلف است برای کنترل و تضعیف آنها

✅✅✅ آقای جعفر قهوه ای

ازآنجاکه کرمانشاه کلان شهری محروم می باشد به نظرمیرسد که ازمسولین مجرب ودارای دیدگاه های وسیع سازندگی باشند٬استفاده شود.
دردیدگاه کلی درست نیست که به افکارتنگ نظرانه و محدود دچار شویم ولی ازطرفی هم باید پذیرفت کرمانشاه دروحله اول حق کرمانشاهی ست ودرارتباط بادیگراستانهای کشوردارای استعدادهای بالقوه بالفعل بی نظیری برخوردار است.ازاین نظر چنین به نظر می رسد که اگر ازافراد بومی استفاده شود بهتر است.اشخاصی که مشکلات شهروشهرستان وروستاهای استان را بشناسند ومهم تراینکه راه حل مشکلات راهم بشناسند٬استفاده کنیم وقتی افراد ورزیده ای نداشته باشیم می توان ازمسولین غیربومی استفاده کرد دراین صورت قادر خواهیم بود با استفاده ازتجارب این افراد برای حل نواقص وهمچنین پرورش افراد بومی استفاده کرد تا درآینده جایگزین شوند.
پرواضح است که استفاده ازافرادبومی باید دقت شود٬تابه خوبی بتوانندجوابگوی نیازهای منطقه باشد ودارای دیدگاه های قومی٬قبیله ای و نژادی نباشند وبتوانند کار را به کارشناس بدهند.
مسولین دارای دیگاهی منطقه ای-کشوری-و جهانی باشندتا بتوانند باکشورهای همسایه و غیرهمسایه ٬ارتباط صنعتی-کشاورزی-فرهنگی وسیاسی برقرار کنند تا در نهایت موجب رونق استان واشتغال زایی ورفع بیکاری گردند.
دردو زمینه صنعت وکشاورزی به افرادی نیازداریم تا بتوانند جلوی رکود صنعتی وافت محصولات کشاورزی رابگیردوموجب رونق اقتصادی دراین دو شاخه حیاتی گردند.
مهم رشداین دوشاخصه اصلی اقتصادی ست که باتوسل به محورهای اقتصادی میتوان مشکلات را حل کرد.
درزمینه آموزشی وفرهنگی به افراد بومی آگاه و تحصیلکرده نیازمندیم تا با گسترشن مراکز علمی وباتوجه به فرهنگ خاص منطقه ٬تلفیقی پویا ایجادنمایند.
در رشته های هنری به افرادی بومی وغیر بومی نیازمندیم تا بتوانند باایجاد وگسترش مراکز هنری خدماتی بزرگ انجام دهند.
نهایتا چنین به نظر می رسد که مسیر باید طوری طراحی شود که به سمت بومی گرایی ختم گردد.

✅✅✅ آقای حجت الله محمدی

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و از زمانی که ما به یاد داریم در استان کرمانشاه بیشتر پستهای حساس در دست مدیران غیربومی بوده که متاسفانه تا جایی که ما مشاهده کردیم در اکثر موارد بهره وری پایین بوده و مشکلات زیادی ایجاد شده است.
انتخاب مدیران بومی جنبه های مثبت زیادی دارد از جمله اینکه مدیر بومی با فرهنگ منطقه و سنت های مردم آشنا بوده و می تواند در مواجهه با کارهایی که در حیطه وظایفش دارد با توجه به شرایط منطقه و فرهنگ و سنت های رایج تصمیمات بهتری بگیرد.
مورد دوم آشنایی با بزرگان و افراد معتمد محلی و بهره گیری صمیمانه از دیدگاهها و نظرات آنها برای حل مشکلات مردم منطقه می باشد که در این رابطه مردم با اعتماد بیشتری در فعالیتها شرکت می کنند و مسئولان را از خود می دانند.
مورد سوم ایجاد روحیه امید و دلگرمی در بین قشر جوان و اعتماد آنها به پیشرفت و تلاش برای رسیدن به پله های ترقی است.
مورد چهارم تلاش بیشتر مدیران بومی نسبت به مدیران غیر بومی است که مدیر بومی می داند در منطقه محل خدمت می‌ماند و بعدا باید جوابگوی جامعه و مردم باشد و در صورت موفقیت می تواند به جایگاه بهتری بین مردم دست یابد و به پست های بالاتر برسد اما مدیر غیربومی در صورت عدم موفقیت نهایتا از منطقه رفته و مشکلات بعدی را نخواهد داشت.

✅✅✅ آقای نادر قنبری

باید بحث را تفکیک کرد همه مدیران را نم یشود در یک غالب گنجاند، مدیریت در بخشهای کلیدی و مهم درسازمانها وارگانهای مختلف باید دست مدیران بومی باشد و درسطوح پایین اگر مدیر بومی نبود مدیران غیربومی فعالیت کنند، منابعی را که مدیران غیربومی در استان ما استفاده میکنند به قدری زیاد است که با آن میشود صدها استعداد بومی تربیت کرد، باید مدیران بومی را توانمند کنیم تا درمرکز قدرت چانه زنی داشته باشند مدیران غیربومی چون برای مدتی میهمان ماهستند پاسخگو اعمال ورفتار خود نخواهند بود و نیز عقبه ای دارند و افراد نزدیک به خود را به سمتهای مختلف میگمارند که در مورد مدیران بومی با عنوان طایفه گرایی مطرح میشود پس می بینیم قوم گرایی در هر دو طیف مدیریتی وجود دارد و وقتی پستهای مختلف در سطوح دیگر نیز به افراد غیربومی داده میشود استعدادهای نیروهای استان هیچوقت فرصت پیدا نمی کنند خود را مطرح نمایند

✅✅✅ کیومرث پرندین

یکی از پاشنه آشیل های مدیریت غیر بومی عدم شناخت از پتانسیل ها وظرفیت های بومی درحوزه مدیریت است.به همین جهت بعضا با تصرف فکری مدیران غیربومی توسط مشاوران فرصت طلب وکوته نگر محلی بعضا با انسداد مسیر انتصابات،سبب عدم بکارگیری ظرفیت های مطلوب بومی می گردد، متاسفانه بعضا جبهه گیری های ناصواب نسبت به نیروهای بومی و تعمیم تقابلات شخصی به سیاست حذفی باعث خالی شدن عرصه از مدیران توانمند بومی شده است.
البته ناگفته نماند سیستم مدیریت کشور در همه سطوح نظام مند و دیوان سالار نیست بلکه بشدت از شرایط هیجانی و سیاسی متاثر است. در سیستم های قدرت مترقی کشورهای توسعه یافته پذیرفته اند که امنیت پایدار تنها با نهادینه کردن دمکراسی ایجاد می شود و با شکل گیری امنیت پایدار زمینه توسعه وشکوفایی سرمایه گذاری و اقتصاد نیز فراهم می شود. متاسفانه باید اقرار کرد در شاخص های انتصابات مدیریتی حوزه استان کرمانشاه از نرم کشوری هم ضعیف تر عمل می کنیم که ماحصل و نمود آن در ارتقا درصد بیکاری، اعتیاد، خودکشی و… نمود پیدا می کند. افکار عمومی باید مجرای تنفس وارائه طریق خود، در جامعه و فضای سیاسی را داشته باشد .افراد و اعضای جامعه بدون خودسانسوری و دگرسانسوری نظریات خود را آگاهانه طرح و مطالبه نمایند. خوشبختانه در دولت دکتر روحانی بخش عظیمی از بار روانی این مشکلات برای طرح دیدگاهای نقادانه جامعه برداشته شده است.

✅✅✅ آرش منصوری

ابتدا باید تعریفی از بومی بودن داشته داشته باشیم،براستی بومی بودن یعنی چه؟ بومی کیست؟ ایا متولد در یک منطقه خاص را میتوان بومی دانست؟ پس تکلیف کسانی که در محلی متولد شده اند ولی در جایی دیگر رشد و زیست کرده اند چه میشود براستی بوم و سرزمین اینها کجاست؟
بومی بودن را مرحوم دهخدا در مقابل خارجی بودن از سرزمینی خاص معنا کرده اند.عبارت بوم یا بومی بودن بیشتر معطوف به قلمرو جغرافیایی خاصی هست یا عنصر سرزمین تنها تشکیل دهنده آن نیست و میتوان مولفه های دیگری را هم مد نظر قرار داد مانند فرهنگ همسان یا اشتراکات زبانی و قومی و مذهبی که لزوما به معنای الگوی زیست در یک واحد جغرافیایی محدود نیستند.
ایا واقعا انسان بومی به معنای تام و کامل داریم ؟
بنظرم نه تعریف واحدی از بومی بودن داریم و نه مدیر بومی یا غیر بومی خود به تنهایی اصالت دارد.
مدیر باید شایستگی و لیاقت و توانمندی داشته باشد این که متعلق به یک قلمرو جغرافیایی خاص باشد خیلی واجد اهمیت نیست، با وجود لیاقت و شایستگی اصولا نوبت به بومی بودن یا نبودن نبایستی برسد. در جهان متنوع و متکثر کنونی تاکید بر بومی بودن بعضا کارکردی خلاف توسعه میتواند داشته باشد. ما وقتی یک دایره و چتر محدود مدیران را داریم که به تناوب در زمانهای مختلف می آیند و میروند چه توقعی داریم ؟ وقتی یک شبه یک کارمند دون پایه در راس سازمانی قرار می گیرد یا مدیر سازمانی را از فردا به محل کارش راه نمیدهند یا یک نیروی غیر متخصص و پرحاشیه در راس یک سازمان تخصصی قرار میگیرد و همه چیز بر اساس دوری و نزدیکی به قدرت مرکزی تقسیم میشود در این ساختار متصلب و ناتوان بحث از بومی بودن یا نبودن بنظرم بحث راهگشایی نیست اما یادمان باشد سنگ بنای توسعه ایران را افراد غیر بومی گذاشتند، از راه اهن و جاده سازی و بانکداری بوسیله مدیران غربی پایه گذاری شد.

✅✅✅ میثم پرویزی

مدیران غیر بومی هرچند که توانا باشند اما قبول کنیم که سرنوشت آنها با مردم این دیار گره نخورده است کسی که خانواده و تمام دلبستگی هایش در شهری غیر از محل کارش باشد چگونه میتواند از مشکلات مردم منطقه آگاه باشد،
همچنین اختلافات فرهنگی که ممکن است بین یک مدیر غیر بومی با فرهنگ رایج در منطقه وجود داشته باشد مزید بر علت است.
متاسفانه بسیاری از انتصابات شهر یا استان ما به واسطه یک قدرت معلوم است در زمان مسولیت داشتن خود او که نه انتصاب فنی و تخصصی بلکه انتصاباتی به خاطر رفع دین و یا قول و قرارهایی که به افرادی داده و یا وامدار اشخاص خاصی بوده است

✅✅✅ علی پرندین

از جمله مزایای مدیران بومی شناخت مناسب از مختصات و مشخصات حوزه مدیریتی خود، اطلاع از مناسبات و بافت سیاسی اجتماعی فرهنگی منطقه ، تعهد بیشتر به خدمت بواسطه اینکه خاستگاه وی بوده و ضمنا پیوند او با مردم این تعهد را تحریک میکند .
از جمله معایب مدیران بومی این است که مدیریت وی تحت تاثیر مطالبات شخصی و خارج از ضابطه مردم قرار گرفته و این موضوع همواره مدیران بومی را در معرض خواسته های ناشی از روابط قومی و اجتماعی قرار داده و آنها را اسیب پذیر نموده است.

✅✅✅ راضیه منصوری

امری که در انتصاب مدیران اعم از بومی یا غیربومی بهتر است ملاک اصلی و اولویت باشد شایسته سالاری است و بعد از وجه شایستگی و کارآمدی باید به معایب و مزایای بومی و غیربومی پرداخت تا بتوان درنتیجه بررسی ها با ترجیح یکی بر دیگری یک انتصاب ایده آل داشت، برای توسعه منطقه و همینطور توسعه منابع انسانی استان ما به مدیران بومی نیاز داریم که توانمند و خلاق و متخصص و متعهد باشند چرا که در کنار این ویژگی ها از مزایایی چون آشنایی با ساختار اجتماعی و شناخت محیط و اولویت بندی نیازها بهره مند هستند و میتوانند جهت رفع آلام و مشکلات با عملکردی آگاهانه و داشتن چشم انداز، دارای اثربخشی باشند اما مدیران بومی غیرمتخصص و منفعل خود آفتی برای استان و مردم هستند ، گرچه یکی از فاکتورهای توسعه یافتگی هر استان توجه به نیروهای انسانی آن است و باید از قابلیت و توانمندی افراد استفاده نمود تا به این شیوه بتوانند در سطح ملی هم به ایفای نقش بپردازند اما مدیرانی که تنها به صرف بومی بودن مدیریتی را برعهده گیرند و فاقد معیارهای الزامی با پست مورد تصدی باشند هیچ سودی برای منطقه نخواهند داشت و حتی باتوجه به گرایش های طایفه ای که در منطقه وجود دارد با حاکمیت تفکر باندی علاوه بر اینکه برای وحدت منطقه تهدید بشمار می روند باعث سرخوردگی نخبگان استان نیز می گردند، اصرار بر بومی بودن مدیران نباید به معنی انکار نیروهای غیربومی اما توانمند باشد اگر انتصاب ها به گونه ای نباشد که به محل کارآموزی برای نیروهای ناتوان تبدیل گردد هر شخصی از هر جغرافیایی که در آبادانی و عمران و توسعه دارای اثربخشی است باید به قابلیت های او آفرین گفت و از آن بهره مند گشت.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد