کبودی فراموش‌ شده‌ی زخم‌های ناسور‌ زرده‌ی سبز / مقامات‌ هاوار،‌ مسئولین‌هی داد ! - تیتر نیوز

 

 

 

در این حمله ۲۷۵ نفرشهید شدند و۱۱۴۶ نفر به عوارض ناشی از استنشاق گازهای سمی دچار شدند. حالا پس از ۲۹ سال از آن‌روز، ساعت ۹ صبح به روستا می‌رسم، از تعدادی مرد مسن که در خنکای سایه کنار هم نشسته‌اند و از قدیمی‌های روستا هستند می‌خواهم که روز بمباران را روایت کنند. رغبت و امیدی به ارتباط و تعریف ندارند. می‌گویند همیشه خبرنگارها در این روزها به ما سر می‌زنند و درد دل می‌کنیم ولی چه فایده؟! یکی از بین جمع رساتر می‌گوید: کسی که ۶ نفر از اعضای خانواده‌اش را از دست داده، با دستان خودش آنها را به خاک سپرده و الان آلوده به شیمیایی است.

 

باید درصدش تک‌رقمی باشد؟ این روستا خیلی مظلوم است و ما دیگر باورمان شده که فراموش شده‌ایم!! اهالی روستا در ادامه بر اختصاص و مطالبه‌ی دفترچه‌ی درمانی که بتواند هزینه‌های مداوای‌شان را کمتر کند تاکید کردند. موقع رفتن با اشاره‌ی انگشت، جاده و سوله‌ای ناتمام را به من نشان دادند که بلاتکلیف مانده بود و بودجه‌اش می‌توانست خدمت بهتری به آنها بکند. کمی پایین‌تر در کوچه‌ای پهن و ساکت، پیرمردی عصا به‌دست را دیدم که با من وارد گفتگو شد و طبع شاعرانه‌ای داشت. از نقاهت ابدی زخم‌هایشان شعرهایی ساخته بود و دل پُردردی از محرومیت این روستا داشت. برای نشان دادن بنایی تاریخی از دوره ساسانی، همراهم شد و این شعر را درباره‌ بمباران شیمیایی خواند: آخ لی دمی هناسه‌ی سرده لی بدبختی مردم آوایی زرده له سی و یک تیر سال شصت و هفت بلای عظیمی له نو زرده کفت شش هواپیمای رژیم بعثی بمباران کردن له شش شوکی بمبیل شیمیایی بین له چوارجور خفه کر و اعصاب، خردل و سیانور مقامات هاوار، مسئولین هی داد خاطرریشمان ایوه بکن شاد یکی از زنان روستا برایم تعریف کرد:

 

چند سال پیش مادری حدودا ۴۰ ساله که معمولا برای کندن کنگر، پای کوه می‌رفت آلوده به ماده شیمیایی در آن نقطه شد و بعد از چند سال در اثر سرطان فوت کرد. بعد به کوهی اشاره کرد که موقع بارندگی و خیس شدن سنگ‌ها، لکه‌های سفید و زردی که نشان از اثرات بمب دارد را نمایان می‌کند. زنی ۴۵ ساله در خانه بهداشت روستا با حالتی منقلب و ناراحت من را شناسایی کرد و گفت: ریه و گلوی من مشکل دارد و عوارضش مزمن شده است. الان تحت نظر پزشکان ماهری هستم ولی هزینه‌های دارو و رفت و آمد و مداوایم، کمرشکن است.

 

فرزند ۹ ساله‌ی من، دچاراختلالات عصبی و روانی شده است. خانه بهداشت امکانات بسیار محدودی دارد و دسترسی به داروهای واجب من را سخت کرده است. امروز ۲۹ سال از آن حادثه‌ی فاجعه‌بار می‌گذرد. عدم رسیدگی قاطع به وضعیت مردمان روستای سبز زرده که عنوان هیروشیمای کوچک ایران را به خود اختصاص داده است، باعث شده که همچنان مردان و زنان، پیر و جوان و برخی کودکان متولد شده، با عوارض سخت تنفسی، پوستی، روان و اعصاب، دست و پنجه نرم کنند.

 

مشکلات مهمی همچون نبود امکانات بهداشتی، داروخانه، پزشکان متخصص در دسترس، کلینیک مجهز، خدمات روانشناسی و مشاوره، هزینه‌های بالای درمان و دور‌بودن از مرکز استان، همواره مورد بی‌توجهی و بی‌مهری مسئولان قرار گرفته است. در مرداد‌ماه سال ۹۲، قانون شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شد به تایید شورای نگهبان رسید.

براساس این قانون، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مکلف شد در شهرهای بمباران‌شده علاوه بر سطح‌بندی خدمات پزشکی مصوب، تخصص‌های مورد نیاز مصدومان شیمیایی را نیز فراهم و امکانات بهداشتی، درمانی، توانبخشی، پیشگیری و آموزشی مورد نیاز را به‌صورت رایگان تامین کند‌. همچنین بر طبق این قانون، بنیاد شهید و ایثارگران موظف شد در طول سال، حداقل برای یک‌بار به پایش سلامت جانبازان شیمیایی اقدام و با همکاری نیروهای مسلح و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هر ساله نسبت به تهیه و واگذاری بسته‌های بهداشتی، حاوی اطلاعات پزشکی و وسایل کمک بهداشتی، اقدام کنند.

 

وزارت امورخارجه در این قانون موظف شد، شهر سردشت را در فهرست آثار جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و آثار ملّی در داخل کشور و در سطح بین‌المللی ثبت کند. اما باز هم این روستا و دیگر روستاهای مورد حمله‌ی شیمیایی در استان کرمانشاه از اجرای این قوانین محروم ماندند! تعدادی از جانبازان قبل از رفتن به دادگاه لاهه هلند، حتی تایید آزمایش تخصصی جهت تشخیص عوارض ریه‌ای را گرفته‌اند. اما بازهم به‌دلیل نداشتن پرونده و صورت سانحه، درصدی به آنها تعلق نگرفته است.

 

اهالی روستا با درصد‌های ۱۰ و ۱۵ نمی‌توانند از امکانات و وضعیت بهتری که بنیاد شهید و امور ایثارگران در نظر گرفته است برخوردار شوند. با اینکه عوارض شیمیایی در رخسارشان کاملا پیداست هنوز هم باید پای میزهای فلزی و روبروی دکتری جوان به‌خاطر نداشتن صورت سانحه و مدارک مورد نیاز سئوال و جواب شوند و مثلا به اصل ماجرا اعتراف کنند و تنها شاهدشان خدا باشد.

 

البته در مراحل بعدی و دادن هزینه هنگفت آزمایشات برای گواهیی بیماری‌شان و دوندگی‌ها و گذشتن از کمیسیون پزشکی، نهایتا مهر ۱۰ و ۱۵ درصدی در پرونده‌شان آنها را نا‌امید به دیار سبزشان رهسپار می‌کند. این درحالی‌ست که سال ۹۲، کمیسیون اجتماعی مجلس در جلسه‌ی خود، حداقل درصد جانبازی، جانبازان اعصاب و روان و شیمیایی را ۲۵ درصد تصویب کرد.

 

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان کرمانشاه، هنوز یادمان و جایگاهی درخور شان، برای حفظ تاریخچه و یاد و خاطره شهیدان نساخته است! »زرده« هم می‌تواند مقصد راهیان نور باشد.

 

افرادی که مبتلا به عوارض شیمیایی هستند و در اثر آن از دنیا می‌روند شهید محسوب نمی‌شوند. حشمت‌اله فلاحت‌پیشه، نماینده مردم اسلام‌آباد غرب و دالاهو در مجلس معتقد است، روستای »زرده« محروم‌ترین روستای دنیا در جنگ شیمیایی است. به گفته این نماینده مجلس، آمار شهدای بمباران شیمیایی در روستای زرده بسیار بیشتر از شهدای نقاط دیگری مانند سردشت و… بوده است، اما متاسفانه در خصوص این روستا اطلاع‌رسانی و تبلیغات خوبی صورت نگرفت. تلاش کردیم مردم برای آزمایش و افزایش درصد جانبازی معرفی شوند، اما کارشکنی‌هایی در این بین صورت گرفت! فتح‌اله حسینی عضو فراکسیون ایثارگران مجلس شورای اسلامی در سال ۹۴، با اشاره به اینکه جانبازانی که بر اثر آسیب‌های ناشی از جنگ مانند مواد شیمیایی، ترکش و تیر فوت می‌کنند، شهید محسوب خواهند شد، گفت:

تنها جانبازان بالای ۷۰ درصد بعد از فوت شهید محسوب می‌شوند! رئیس شورای روستای زرده به خبرنگار نقدحال گفت: تعداد ۲۷۵ نفرشهید در دادگاه لاهه ثبت شده است.

متاسفانه مردم روستا به‌دلیل نا‌آگاهی از اثرات و تشخیص بمب شیمیایی و بعد به دلیل بسته‌بودن گذرگاه مرصاد و دیررسیدنشان به بیمارستان، متحمل عوارض وخیمی شدند. شیرمحمد کرمی‌ افزود: تا سال ۸۰ ، حتی یک نفر به عنوان جانباز، شناسایی نشده بود. رئیس کمیسیون پزشکی کل کشور با بررسی و آزمایشات بخصوص، مشخص کرد بعضی از افرادی که مدرک بالینی دارند باید بین ۱۰ تا ۱۵ درصد جانبازی بگیرند و بقیه بلاتکلیف ماندند. کرمی ادامه داد:

این روستا در طول ۸ سال دفاع مقدس از زن و بچه و مرد با کولبری آذوقه برای برادران ارتش و سپاه می‌بردند.

 

حق نیست که امکانات کم و وضعیت جاده‌ای نا‌بسامانی داشته باشند. تا سال ۶۷ یک مورد خودسوزی در این روستا نداشتیم اما بعد از این فاجعه ۳۶ مورد خودسوزی کرده‌اند.

 

طبق آمار خانه بهداشت، ۹۸ مورد سرطان خون و پوست داشته‌ایم. بالغ بر ۲۲ نفر معلول هم در اینجا زندگی می‌کنند. وی در پایان گفت:

روستای سردشت شهرت جهانی پیدا کرده است. اما در استان ما کمتر کسی است که اینجا را با این حادثه بشناسد.

 

از نماینده محترم می‌خواهیم که درجهت احقاق حقوق ما در مجلس تلاش کند. تقاضای ما اختصاص دفترچه درمانی است که هزینه‌ها را کاهش بدهد. جواد حسینی دهیار روستای زرده، درخصوص پیگیری حق این مردم به خبرنگار نقدحال گفت: در سال ۹۵ نامه‌ای سرگشاده از طرف وکلای ایران به آقای روحانی نوشته شد که درآن مطالبات اصلی بیان شده بود.

 

امسال نیز همایشی تحت عنوان »بررسی حقوق قربانیان حملات شیمیایی روستای زرده، نسار، شامار، باباجانی«، در پرتو اسناد حقوق بشر داخلی و بین‌المللی، با حضوردکترستارعزیزی و محمد صالح نیکبخت از وکلای بسیار خوب استان، در ۲۹ تیرماه برگزار شد که امیدواریم مثمرثمر باشد. وی ساخت یک کلینیک درمانی مجهز را بعد ازاین همایش به مردم نوید داد. احداث موزه و یادمان شهدای زرده، حمایت‌های عاطفی از طرف هنرمندان و فعالان اجتماعی می‌تواند باعث القای آرامش شود و اینکه این مردم فراموش نشده‌اند و این درد بزرگ یک ‌»درد اجتماعی« است.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد