نامه سرگشاده یک فرهنگی کرمانشاهی به وزیر و مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمانشاه - تیتر نیوز

 

 

 

به نام خدا

دولت دوازدهم و نسیم اعتدال و امید در آموزش و پرورش استان کرمانشاه!!

 

(سخنی با وزیر محترم آموزش و پرورش دولت دوازدهم و مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان)
جناب آقای دکتر بطحایی، وزیر محترم آموزش و پرورش، جناب آقای دکتر محبی مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان کرمانشاه

 

سلام و درود بر شما

 

همانگونه که مستحضرید، به عقیده غالب اندیشه وران حوزه های توسعه اجتماعی، آموزش و پرورش هر کشور، ریل اصلی حرکت رو به جلو جامعه محسوب می¬شود. با گذشت بیش از یک قرن سابقه آموزش رسمی و نوین در ایران و عبور چهار دهه نسیم انقلاب اسلامی، از این مجموعه عریض و طویل و صرف بودجه های هنگفت، به نظر می رسد که در سطح کلان، این مجموعه هنوز با جایگاه واقعی و کارنامه ای متناسب با شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی فاصله بسیار دارد. این مدّعا هرگز به معنی نفی تلاش بی وقفه مسئولین این وزارتخانه و نیروهای ستادی و معلّمین دلسوز و زحمتکش نبوده و نیست؛ لیکن فاصله زیاد میان “باید”ها و “هست” ها، همه را وادار می کند تا در سطوح مختلف خرد و کلان، معضلات موجود را ریشه یابی و چاره جویی کنند. همچنین با طرح راهکارهای عملیّاتی، قابل اجرا و منطبق با واقعیّت های موجود، در صدد چاره جویی برآیند.
امروزه باید سؤال کرد که یأس و نومیدی مفرط و جانکاهی که بر فضای پر از سکون مدارس سایه افکنده¬است؛ و معلّمان عزیزمان را که سربازان صف نخست جهاد علمی و فرهنگی کشور هستند را زجر می دهد؛ و همچنین نوباوگان و دردانه های این سرزمین که سکانداران عرصه های مختلف فردای ایرانشهر دیرسال خواهند بود را چنین سرخورده و نومید نموده¬است؛ از کجاها ریشه می گیرد؟ آیا مدارس ما، می¬توانند ادّعا کنند که استراتژی لازم و عملیّاتی، برای ورود در عرصه جنگ نرم را (که از دغدغه های اصلی رهبر معظم انقلاب است) دارا هستند؟ چرا آموزش و پرورش ما در مدیریت بخش های میانی، جسارت عبور از سنت های پوسیده شکست خورده گذشته را در هر دو حوزه آموزشی و تربیتی ندارند؟ نقش حلقه¬های قدرت و لابی گران پیدا و پنهان در آمد و رفت مدیران میانی، در به بیراهه کشاندن سیستماتیک ترین دستگاه آموزش رسمی کشور، کی به پایان خود نزدیک می شود؟ آیا پارامترهای گزینش مدیران شهرستانی، تصویری (هرچند کمرنگ!!) از اراده و انتخاب اکثریت مردم و مصلحت نظام را بازنمود می دهد؟ علاوه بر این چند پرسش، می توان هزاران سوال ریز و درشت دیگر را در خصوص مشکلات جغرافیای فراموش شده شهرستان¬ها و استان¬های کشور گفت و شنید.

 

آقای وزیر، جناب مدیرکل!

از مقیاس کلّی و کشوری عبور کنیم؛ می خواهم به عنوان عضوی کوچک از جامعه بزرگ معلّمان ایران که قریب سه دهه در مقاطع مختلف آموزش عمومی و دانشگاهی استان کرمانشاه، افتخار حضور دارم و از نزدیک شاهد روزگار احتضارگونه مهم¬ترین دستگاه آموزشی استان بوده و هستم؛ با شما حرف بزنم، گوشزد کنم و تکرار کنم، تا همچنان باور کنم که معلّمم.

 

صرف نظر از ضعف های کلی و کلان که در سطح کشوری آموزش و پرورش را در دراز مدت رنج داده و می دهد؛ از قبیل مشکلات عدیده معیشتی فرهنگیان، نبود برنامه های مدوّن و عملیاتی تربیتی و آموزشی، بوروکراسی پیچیده در نرم¬ترین مسائل عاطفی و عقیدتی، ضعف های متون درسی، فضاهای نامناسب آموزشی و… که وجود داشته و خواهند داشت؛ حرف تازه ای بزنیم از آنچه که”نیست”، ولی “باید باشد”.

 

جناب دکتر محبی!

بی شک یکی از ضعف های اساسی حوزه آموزش و پرورش استان ما، به انتخاب مدیران بی برنامه و میهمانان ناخوانده ای برمی گردد که عمدتاً نه بر اساس توان علمی و عملی؛ که بر پایه سفارشات و لابیگری به عرصه مدیران استانی ورود نموده اند و شما به این وادی وارد کرده اید.

این افراد بیشتر از آنکه در فکر تحوّلی ولو اندک در سیستم معیوب پیشین باشند؛ دنباله رو بی چون و چرای اشتباهات فاحشند. مدیران ستادی، راهبران اصلی حرکت خیل شاگردانی هستند که با اعتماد عمومی مردم به من و شما سپرده می شوند.

 

جناب مدیرکل! هر غفلتی در چینش های شما هم مستوجب ضمان شرعی است و هم در درازمدّت و کوتاه مدّت، می تواند سبب آسیب های جبران ناپذیری در ذهن، خاطر، باورهای عقیدتی و اندیشه فرزندان این مرز و بوم باشد. از سال ۱۳۹۲ و با استقرار حاکمیت گفتمان اعتدال، تدبیر و امید و مبتنی بر اراده ملّت، امید دمیدن روح تازه ای در کالبد آموزش و پرورش استان جان گرفت. نام سلیمان محبّی، با پیشینه قابل قبولی از اصلاح جویی، این امید را پر رنگ¬تر می نمود.

همه باور داشتند که سیستم دستوری گذشته جای خود را به گفتمان نرم خوی اعتدال و امید خواهد داد؛ به نظر شما، آیا این امید تاکنون چه اندازه محقّق شده است؟

منتقدین سیستم مدیریتی شما تا چه اندازه حق حضور در دفتر مدیرکل را داشتند؟ شاید بیشتر از هر حرکتی، به نظر می¬رسید که نخستین تغییرات در کالبد مدیران بالادستی در حوزه اداره کل استان اتفاق بیفتد. اندک تغییرات کم نتیجه ایر خ داد؛ امّا چهره های اصلی تفکر جریان مخالف دولت، یا همچنان ابقا شدند و یا اتاق کارشان عوض شد. آنها ماندند و ادامه رکود در بالاترین سطح تصمیم ساز استان. آیا باز هم لازم است بگویم با امید قاطبه معلمان دگراندیش چه کردید؟ 

 

 

جناب مدیرکل!

قطعاً تایید خواهید فرمود که استان کرمانشاه، از حیث توانش فرهنگی و تنوع فکری و قومی، در کشور کم¬نظیر است. در دوره ای که شما کاپیتان کشتی آموزش استان بودید، وجود پر رنگ مدیران غیر همسو با دولت، تنها درد معلّمان نبود؛ مشکل اصلی نادیده گرفتن سایر توانمندی های نیروهای تحت تصدیتان بود. چینش و گزینش بی¬برنامه مدیران آن هم فقط با معیار قومی و قبیله ای، حاکمیّت نگاه ایلی، محفلی و عشیره ای و بالاخره درد مزمن نهایی و آن هم دخالت اکثر نمایندگان مجلس استان، که عمدتا رابطه نامناسبی با برنامه های دولت داشتند؛ فی المجموع سبب شد تا عزل و نصب های شما، عمدتا شتابزده و از سرناچاری باشد تا بر پایه تدبیر.

 

معلمان دیدبانان هوشیاری بودند که بارها شاهد آن بودند که وکلای مجلس بی اعتنا به وظیفه تقنین، در فکر چینش وابستگانشان در سیستم آموزش و پرورش بودند و همین سوال بزرگ برای همیشه باقی ماند که چرا اصل تفکیک قوا در دیار ما بیشتر از هر کجای ایران، توسط قانونگزارش نقض می شود و دریغ از اندکی مقاومت!! این آمد و شدهای نامیمون تیر خلاص به امید معلمانی بود که باز هم ساکت و صبور، روزهای نه چندان دور اردیبهشت، تمام قد کنار دکتر روحانی ماندند و آری گفتند.

شاید بهتر باشد کمی در گذشته شیوه مدیریت خود تردید کنید. گفتمان سرهنگی در کانون آموزش فرهنگی، زیبنده نیست.

امروز که پس از نزدیک سه دهه افتخار خدمت در کسوت معلّمی، همه با هم، پیروزی مجدد گفتمان اعتدال و امید را جشن می گیریم؛ به عنوان عضو کوچکی از جامعه فرهنگی، اذعان می کنم که نمود هر دو واژه اعتدال و امید، در برنامه مدیران آموزش و پرورش استان کم رمق است.

 

جناب وزیر، مدیرکل محترم! از خداوند سبحان مدد می خواهم آنچه در سطور بالا آمد؛ بدور از حب و بغض شخصی بوده و توصیه¬ای برای اعتلای فردای فرزندان این مرز و بوم باشد. امیدوارم تا دیر نشده، بخشی از این نصایح مشفقانه را جدی بگیرند و عملی کنند و باور کنند که بخش عظیمی از مشکلات ساختاری و نیروی انسانی آموزش و پرورش چه در سطح ملّی و چه در عرصه محلّی؛ به راحتی و با اندکی استقلال رأی و جسارت قابل حل هستند. تکریم معلمان در شعار میسور نیست. بخشی از تکریم معلمان، با چینش مدیران شایسته مقدور می شود نه با مدیرانی که خود را تافته جدابافته می دانند و با خواست ملت و دولت همراه نیستند. ماندن این چهره ها دهن کجی به رای بیست و چهار میلیون شهروند ایران زمین است و طنز تلخی است که پیامدهایش دامن همه را خواهد گرفت.

تا دیر نشده، آموزش و پرورش کشور را در هر دو سطح ملّی و بومی و وضع اسفبار آن را در استان کرمانشاه دریابیم.

والعاقبه للمتقین.

 

شهریار باقرآبادی – مدرس دانشگاه و دبیر آموزش و پرورش ناحیه ۳ کرمانشاه،

  1. حیسن ملکی

    باسمه تعالی
    با سلام :
    در خصوص موضوع نقد جناب آقای باقرآبادی که خود را استاد دانشگاه و دبیر آموزش و پرورش معرفی نموده اند باید عرض کنم که دولت محترم بعد از حماسه ی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ و با تنفیذ حکم مقام معظم رهبری و سپس تهنیف در شورای اسلامی وزرایی را به مجلس نمودند که این وزیران بیش از تمام دغدغه های سیاسی به چند اصل که جناب آقای رییس جمهور در مصاحبه تلوزیونی به آن اشاره داشتند: اول در خصوص بحث نظام تعلیم و تربیت یا همان فرهنگ که بیشترین ارتباط را با آموزش و پرورش نمودند. وی تاکید داشتند ما امروزه به دنبال جوانان خلاق و مخترع با اخلاق هستیم چنان که مقام معظم رهبری در تمامی سخنانش این مهم را تذکر داده اند وزیر جدید آموزش پرورش در شبکه ۲ سیما تقریبا بر همین اساس اصرار ورزیدن . دوم برای پیشرفت و توسعه همگنی و همراهی یک شرط لازم است چنان که در استان ما با انگیزه بالا در دو دور انتخابات ریاست جمهوری جناب آقای دکتر حسن روحانی را با اکثریت قریب به ۷۰ درصد استان به ایشان رای دادن یعنی این که این استان نیازمند به مدیرانی دارد بدون قوم گرایی و فرصت طلبی به فکر تلاش و کوشش برای بهبود اصلاح فرآیند های تعلیم و تربیت باشند شکی نیست که آموزش و پرورش با این ساختار عریض و طویل و جمعیت انبوه چنانکه شایسته مقام و جایگاه معلمان و دبیران دلسوز است مورد توجه قرار نمیگیرد یعنی از نظر مزایای شغلی در مضیقه هستند حال اینکه جناب باقرآبادی که مشخص نیست در کدام دانشگاه افاضه ی فیض میکند و دانشجویانش از بیانات حکیمانه ایشان سیراب میشوند مدیرکلی را متهم میکند که تقید وافری به اصلاح طلبی و اصلاح امور دارد تمامی بازیگران سیاسی استان به خصوص اصلاح طلبان دهه ۷۰ به بعد که رقابت حذبی که در سطح کلان و در انتخابات سال ۷۶ خود را نشان داد با فکر جناب مدیر کل آشنا هستند وی به همین اساس با نمایندگانی که باقرآبادی تلاش میکند تا به غلط رابطه ی وثیقی را به ایشان نسبت دهد مورد رضایت آنان نیست البته که تفکر ایلیاتی جناب آقای باقرآبادی نمیتواند این اصل را بپذیرد که دکتر محبی پایگاه عشایری ندارد و مناسبات وی با فرهنگیان بر مبنای اصول شهروندی و توجه به اهداف متالیعه ی انقلاب اسلامی به ویژه دولت تدبیر و امید است این که دیگران چون گیاهی چندروزه ای بر درخت تناور اصلاحات پیچیده اند و بانگ اصلاح طلبی سر میدهند باکی نیست ولی فراموش نکنیم ما هم به گفتارکریمانه و رفتارنجیبانه نیاز داریم زیرار اصلاحات چشمه ی زلال و جوشان جامعه ایرانیست .

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد