روایتی بر مقام های تنبور / سیروس کرمی - تیتر نیوز

در گذشته های دور یعنی دوره ظهور شاه خوشین لرستانی (سال۳۳۰ق) اولین نغمه های آیینی یارسان به نام کلام یاری توسط
شاه خوشین و مریدانش به همراهی ساز کهن تنبور ، سبک نوینی از کلام خوانی(تلفیق تنبور با سروده های کلامی یارسان)در
کشور ایران متداول گردید

 

زخمه های دلربا و الحان ملکوتی باباخوشین لرستانی که زبان زد خاص و عام بود، در متون کلامی دوره باباخوشین و دوره های
ً به آسمانی بودن آن نغمات اشاره شده است

بعد از آن ، صراحتا تلفیق سروده های وزین کلامی با نوای دل انگیز و آوای روح بخش تنبور موجب گردید،اکثر پیروان و ارادتمندان این مکتب به  تبعیت از آن شاه اصوات ، جهت صیقل روح و سقای روان خود ،تنبور را به عنوان روزنه ای برای ذکر و سماع در هوای یار ، پایه  اصلی موسیقی مقامی و آیین خود قرار دهند

فراگیری این نغمه های آیینی از دیرباز تا کنون به صورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و خوشبختانه با
فراهم شدن فن آوری های ارتباطی و رسانه ای امروزی، این روند باسرعت و وسعت بیشتری در حال گسترش است

اما بحث اصلی این است که؛

تنبور در هزاره های گذشته قبل از دوره شاه خوشین نمی توانسته تنها جنبه مذهبی و آیینی داشته باشد! چرا که قدمت ساز
تنبور باتوجه به آثار بدست آمده از کاوشهای باستانی به بیش از ۶ هزار سال در تپه های کیوان ،(بنی یونس)شهر موصل و
شوش دانیال در خوزستان بر می گردد

حال، تنبور چه مدتی قبل از دوران ۶ هزار سال برای تثبیت جایگاه خود اعتبار و شهرت کسب کرده تا کتیبه شود؟ بماند!!

لذا با علم به ازلی بودن آیین یارسان و تعلق ساز تنبور در عالم باطنی به عنوان یک بخش جدایی ناپذیر از هسته این مکتب
ّی آشکار نشده بود ، به نظر می رسد تا قبل از آن، ساز
ّسری و باطنی، که تا دوره شاه خوشین لرستانی این مکتب به صورت جل ّی ،مجالس پیشواز از پادشاهان و امیران مخصوص ،
ً بیشتر در حماسه سرایی ،پیروزی در جنگ ها، جشن هایی مل
تنبور ظاهرا
نیایش ها و مناجات های عارفانه ، روایت دلدادگی های عاشقانه عشاق نامدار و گاهی در سوگواری و مویه برای درگذشت
ّی و محلی اختصاص یافته است که به مجموعه این نغمات *مقام های باستانی و مجلسی* گفته می شود از جمله؛
قهرمانان ملی
سی لحن باربد در زمان حکومت خسرو پرویز پادشاه ایران که اوج شکوفایی موسیقی مجلسی و باستانی ایران باستان به
شمار می رود از آن دسته اند
از شواهد امر چنین بر می آید که بعد از ظهور شاه خوشین ، ایشان به عنوان اولین پیشگام اشاعه نسخه های خطی کلام
یارسان ،خط مشی تنبورنوازی را برای اولین بار با سروده هایی به نام (کلام یاری)در آمیخت و طرحی نو درانداخت
بابا خوشین به شکرانه و میمنت الحاق دوباره یاران ازلی خود با تنبورسرگشته و حیران در عالم خاکی ، از ردای سبز خود
خلعتی نو بر تن رنجور تنبور نمود

ساز تنبور که مستانه زخمه های دلربای شاه خوشین شده بود خیلی زود از دلبر خود برید چرا که خوشین خوشنام در اعوان
جوانی از نظرها غایب شد

بعداز پرده پوشی باباخوشین دوره باباناعوث فرا رسید در آن هنگام که شیره خان (برادر بزرگتر باباناعوث) مشغول برپایی
جشن ازدواج خود بود ، تنبوری در گوشه خلوت خانه ایشان هنوز در بهت فراغ یار سکوت اختیار کرده بود که ناگهان پنجه
پنهانی باباخوشین باردیگر از پشت پرده برون آمد ودست نوازش بر کاسه غبار گرفته تنبور کشید

ّی دوباره ذات باباخوشین را در گوش یاران خود که در آن مراسم
تنبور به یکباره به خروش آمد زلزله اسرار آمیز تنبور نوید تجل
حضور معنا داری داشتند طنین انداز نمود

به واسطه الحان الغیبی آن نوای آشنا، بصیرت باطنی یاران باباخوشین باز شد و این بار تجلی ذات باباخوشین را در جامه
باباناعوث مشاهده کردند

شرح کامل این روایات در دفتر (دیوان گورا) آمده است که در اینجا مجال باز گویی نیست اما لازم به ذکر است مقام های باباناعوث مربوط به همین دوره هستند!

تنبور در دوره های باباجلیل و بابا سرهنگ دودانی نیز در امتداد همین مسیر بزم حقانی قرار گرفت، اما هر بار پربارتر و غناتر از
گذشته، تا این که در دوره سلطان سهاک برزنچه ای (قریب به ۷۵۰ سال پیش) در منطقه اورامانات در محلی به نام پردیور تمام
مقام های کلامی توسط سلطان سهاک و یارانش گرد آوری و تدوین گردید که به *مقام های پردیوری* معروفند

در آن زمان سلطان به یاری یاران همیشگی و یکرنگ خود آواهای ملکوتی و ماوراء البشری را رشته رشته از خزانه غیب آشکار
نمودند تا دست آوردهای کلام یاری به شکلی بی نظیر و شگرف،امروز در جهان جلوه گر شود

ً اهل تسنن بودند، خود را مکلف به پیروی از دین سلطان سهاک و صیانت از نغمات کلام یاری ساکنان حوزه اورامانات که عموما
نمی دانستند

اما بنابر مصلحت سلطان پردیور و به منظور حفظ میراث های ارزشمند یارسان ، با کوچ مصلحتی بابایادگار که جانشین و
تجلیگاه باطنی سلطان سهاک محسوب می شوند، به همراه تعدادی از یارانش به سرانه دالاهو ، فرصتی فراهم شد… 

 

تا آن میراث گرانبها در میان طوایف و عشایر حوزه دالاهو که در امانت داری کم نظیر بودند و از دین سلطان سهاک متابعت و
پیروی می کردند، به امانت گذاشته شود

با استقبال گرم دالاهو نشینان از بابایادگار و سر سپردگی به آن مرجع بزرگ باطنی، این میراث ارزشمند باقی خلعت
سرسپردگان دین سلطان سهاک شد که در نهایت باظهور آسیدبراکه گوران (۱۲۱۰ق) بار امانت به مقصد نهایی خود یعنی تکیه
مبارک حیدری رسید که امروزه شاهد رواج چشمگیر و اوج شکوه و عظمت زمزمه تنبور نوازی و کلام خوانی در پایتخت ازلی
یارسان در حوزه دالاهو و گوران هستیم

سرنوشت و سرگذشت اسرار آمیز تنبور این بود که با سیر تکاملی خود همچون دانه های پراکنده ذاتی در دنیای فانی دست به
دست و سینه به سینه، هزاره های خود را پشت سر نهاده تا به مقام ازلی و جایگاه اصلی خود در حوزه دالاهو برسد و رازآوری
کند و نغمه های جاودانه سفر عشق را در گوش جهانیان زمزمه نماید

 

پیام تنبور روایتگر و نوید دهنده موطن اصلی ارواح محبوس و سرگشته ساکنان زمین است که اگر با احساس بدان گوش فرا
دهیم ، نوای ساز سخن عشق از سرزمینی آشنا به گوش می رسد…
وظیفه ما حفظ و حراست از این میراث اجدادی و نجوای ملکوتیست.

 

مقام ها، اعم از *پردیوری ، غیر پردیوری ، باستانی ، مجلسی و حتی مجازی* هم نباید به دست فراموشی سپرده شوند
در گذشته های نچندان دور بعضی از نوازندگان و راویان کلام ، اجرای برخی از مقام های ذکر شده را ناشایست می پنداشته و
منع می کردند!

 

ضمن احترام به ّنیت پاک و معنوی آن بزرگان فاخر ، این دیدگاه سخت گیرانه خطر به فراموشی سپردن آواهای اهورایی ، نغمه
های نکیسایی ، بربط خروشان باربد و سایر نغمات باستانی و مجلسی را به صورت جدی تهدید می کرد

 

به همین خاطر آسیدشمس الدین حیدری که یکی از مفاخر بزرگ و چهره های ماندگار یارسان چه در زمینه مذهبی و چه در
زمینه فرهنگی و هنری بشمار می رود و به خوش صدایی در کلام و چیره دستی در تنبور و سایر سازهای سنتی به شاه خوشین
زمان معروف بود، این رویکرد را در جامعه یارسان دگرگون ساخت و با پرورش مریدان و آموزش شاگردان خود به بازسازی و
بازیابی تمام مقام های کلامی و مجلسی و حتی مجازی، همت گمارد تا علاوه بر حفظ دست آوردهای موسیقی آیینی ، میراث
فرهنگی هنری و ادبی جامعه یارسان را از خطر انحلال و تحریف نجات دهد

 

به عنوان نمونه می توان به اساتید زنده یاد؛ سید فتاح یادگاری ، استاد سرخاب منهویی ، سید ولی حسینی ، کا داراب منهویی ،
درویش جهانگیر درویشی و لالو بیرخان حیدری در رشته کلام های پردیوری ، آمیرزاصیدعلی کفاشیان در رشته مقام های
مجلسی و مجازی، و کا بشر بزه هوی و درویش علیمیر درویشی در زمینه مکاتبات دفتری اشاره کرد که از مریدان و شاگردان
آن فاخر بزرگ و عالم ربانی بشمار می آیند

اکنون نیز سادات بزرگوار حیدری با رهنمایی و ارشاد مریدان خود بر دست آورد های فرهنگی هنری کهن کردی و اصیل ایرانی
در هر زمینه و موضوعی توصیه و تاکید دارند چراکه از امتیازهای ارزشمند جامعه مدنی یارسان و تمدن پارسیان ، همین فضای باز و تنوع فرهنگی هنری و ادبیست که زیربنای مستحکم ساختارهای اجتماعی جامعه متمدن اقوام ایران زمین را تشکیل می دهند که اکنون ما به آن ها افتخار می کنیم و به هیچ وجه اجازه ندهیم تحت تاثیر تهاجم فرهنگی اقوام غیر ایرانی ماهیت و
هویت آن را از دست دهیم همه ما موظفیم از هر گونه اقدام خودسرانه در تغییر ساختار ظاهری و الحان اصیل و باطنی این
ساز مقدس خود داری و جلوگیری کنیم
همواره در راه حفظ ارزشهای خود پیروز و سربلند باشید

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد